حکایت هم‌چنان باقی/سرمقاله وخارزم 48 به قلم دکتر صیدی


دکتر حجت اله صیدی

مدیرعامل سابق شرکت سرمایه گذاری خوارزمی(سهامی عام)
و مدیرعامل جدید بانک صادرات ایران

سخن نخست چهل‌وهشت به روایت این قلم، سخن پایانی دفتری است که چهار سال پیش از این گشوده شد تا پلی باشد برای رابطه‌ای پیوسته و بی‌واسطه با تمام کسانی که دل در گرو گروه بزرگ سرمایه‌گذاری خوارزمی داشتند که از ماه‌ها پیش، افتاده بود در مسیر ثروت‌آفرینی پایدار برای نسل‌ها، با برنامۀ راهبردی بلندپروازانه‌ای برای هفت سال، تا در هیئت سازمانی بزرگ و ارزش‌آفرین در زمرة صد شرکت برتر ایران به استقبال سال یک‌هزاروچهارصد خورشیدی، یا همان بیست بیست جهانی برود، که تعبیر دیگری است از سال دوهزاروبیست میلادی. و در این راستا بود که کارکنان گروه ثروت‌آفرینی، با توکل زانوی اشتر بستند و با فراهم آوردن زیرساخت‌هایی اطمینان‌بخش، بنای ترکیب سبد سرمایه‌گذاری متنوع و مطمئنی از صنایع و بخش‌های برخوردار از مزیت رقابتی در کشور بزرگ ایران را نهادند که اکنون، با بهره‌مندی از دارایی‌هایی ارزشمند، یکی از اثرگذارترین بنگاه‌های بازار سرمایه با بیشترین میزان از سهام شناور و نقدشوندگی است. اگرچه، همانند هر بنگاه بزرگ دیگری، چالش‌های فرارویش اساسی بود و هست و خواهد بود. چالش‌هایی مانند تنگنای مالی، عدم تعادل‌های ساختاری در اقتصاد و عدم تحقق برخی از برنامه‌های کلان اقتصادی، که‌ از سال‌های گذشته به ارث رسیده بود و با وجود تلاش‌های درخور تقدیر دولت و سایرین، برای نظم‌بخشی و انسجام‌دهی به اقتصاد، به‌طور کامل حل نشد و از این منظر گلوی بنگاه‌های متکی به بازار داخل را فشرد. و این ناهمواری و دشواری البته، مدیران و کارکنان گروه را بر آن داشت تا مصمم‌تر از پیش،‌ پیش روند و دست‌یابی به اهداف برنامه را با راه‌حل‌هایی جایگزین، محقق سازند. و از این روی، سال مالی منتهی به پایان خرداد نودوهفت، سالی مهم با برنامه‌ای ویژه قلمداد شد و باز آستین‌ها را بالاتر زدن و با انگیزه بیشتر تلاش کردن، برنامۀ روزانۀ تمامی کارکنان گروه بود برای آن‌که یازده اقدام مهم سال برای عبور از گردنة تنگنای مالی و نقدینگی به اجرا درآیند و سال پنجم برنامه، با جهشی بزرگ، به گونه‌ای دیگر رقم خورد.

   اما حکایت در هفته‌های نخست از سال پنجم اجرای برنامه، فصلی جدید را پیش روی نهاد و به قول قیصر بزرگ، حرف‌ها ناتمام ماند. تا نگاه می‌کنی وقت رفتن است، ناگهان چقدر زود دیر می‌شود. و بسیار زود دیر شد تا این کمترین در میدانی دیگر شمشیر چوبین به دست گیرد و مشق غزا کند. اگرچه آرزوی این بنده آن بود که برنامۀ هفت ساله را به پایان رسانده و پس از آن به اختیار خود، مقام اجرا را به مدیری توانمندتر بسپارد و در این مسیر، از ماه‌ها پیش برنامه‌ریزی برای ساختن خوارزمی یکهزاروچهارصد به بعد آغاز شده بود. اما انگیزه‌ای قوی‌تر، پاسخ منفی به دعوت مقام‌های ارجمند وزارت امور اقتصادی و دارایی برای به دست گرفتن سکان بانک بزرگ صادرات ایران را صواب ندید و آن تلاش در جایگاهی مناسب‌تر برای نظام‌بخشی به بازار پیچیده و دشوار مالی، به‌ویژه در بنگاهی است که بیشترین قرابت را با سرمایه‌گذاری خوارزمی دارد و می‌تواند در سرعت بخشیدن به اجرای برنامه‌های راهبردی گروه ثروت‌آفرینی پایدار برای نسل‌ها نقشی اثرگذارتر ایفا کند. زیرا اکنون در سراسر جهان، بازارهای پول و سرمایه بسیار درهم‌تنیده‌تر از پیش، اقتصاد را می‌سازند و پیش می‌برند، و از این روی، سرمایه‌گذاری خوارزمی که با تعلق به کارکنان ارجمند و بازنشستگان گران‌قدر دو بانک بزرگ کشور، با وجود استقلال حقوقی و عملیاتی از این بانک‌ها، همواره تعامل ارزش‌آفرینی با بانک صادرات ایران داشته، پس از این می‌تواند گام‌های استوارتری را برای پیشرفت بردارد، چراکه روابط مالی روان‌تری با آن خواهد داشت، و این مهم، البته باید در بستری حرفه‌ای،‌ درست، منصفانه و با حفظ حقوق تمامی ذی‌نفعان پیش رود تا هم‌افزایی بی‌نظیری رقم بخورد. کم نیستند نمونه‌هایی از این نوع هم‌افزایی که در بازارهای مالی بزرگ دنیا، درنهایت خود، به افزایش ثروت سهام‌داران و توسعۀ کشور و بالاتر رفتن رفاه عمومی منجر شده است.

   به همین دلیل است که با وجود به پایان آمدن این دفتر، حکایت هم‌چنان باقی است و مسیر روشن‌تر از پیش و امیدبخش‌تر، پیش روی گروه بزرگ سرمایه‌گذاری خوارزمی گشوده است. هر انسانی، به هر میزان هم که کوچک و کوچک‌تر باشد، در پی آن است تا خشتی بر روی خشتی نهد و بنایی از خود به یادگار بگذارد و سروری بر قلب بنده‌ای نشاند. این آرزو برای کسی که در پی اعتلای خوارزمی و تبدیل آن به یکی از پنج شرکت بزرگ سرمایه‌گذاری و هلدینگ ایران، بی‌واهمه به دریا زد و تلاش کرد، شیرین‌تر از آن است که با تغییر جایگاه خدمت، ماموریت خود را به فراموشی سپارد و راهی دیگر در پیش گیرد.

ما را سری است با تو که گر خلق روزگار

 دشمن شوند و سر برود بر همان سریم

   و از آن روی که عهد این بنده را خدای بزرگ با لب شیرین‌دهنان بسته است، باید با آرزوی توفیق ادب، برای کاستی‌ها، حلالیت طلبید و برای نرسیدن‌ها پوزش خواست و آرزو کرد که گروه توانمند خوارزمی و نماد ارزشمند وخارزم،‌ در اثر تدبیرها، تلاش‌ها و ازخودگذشتگی‌های مدیریت جدید و کارکنان وفادار، خبره و انگیزه‌مندش بتواند با پشتیبانی سهام‌داران گران‌قدر، که بخش مهمی از آنان، اعضای عزیز خانوادۀ بزرگ بانک صادرات ایران هستند، با دست‌یابی به جایگاه برتر در اقتصاد کشور، ارزشی بیش از پیش یابد و اوج گیرد و در جهان نام‌آور شود. این‌چنین‌تر باد.    

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *