حجت اله صیدی در پرونده حرفهای خود عضویت در هیأت مدیره ایران خودرو، بانک صادرات و هیأت علمیدانشگاه آزاد تهران شمال را دارد. از دانش آموختگان معروف دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی است و این روزها در کسوت مدیرعاملی شرکت سرمایهگذاری خوارزمیفعالیت دارد. شرایط اقتصادی کشور و به ویژه بازار سرمایه موجب شد به سراغ وی برویم تا دلایل وضعیت این روزها را تحلیل کند. به اعتقاد وی اقتصاد کشور به دلایل مختلف با بحران مواجه است و بازار سرمایه نیز متأثر از این بحران دچار ریزش شده است. وی پیشبینی میکند بورس با همین شرایط سال 93 را به پایان خواهد رساند، اما درعینحال به حل و فصل مشکلات خوشبین هم هست. ماحصل گفتوگوی ماهنامه بازار و سرمایه با وی از نظر میگذرد:
اگر منظور شما از بحران، وجود بحران در بازار سرمایه باشد، به نظر نمیرسد که افتهای چند ماهه اخیر از بحران در بورس اوراق بهادار حکایت کند. به نظرم رفتار بورس و شاخص سهام در ماههای اخیر واکنشی طبیعی به اوضاع اقتصادی کشور است. از آنجا که بورس به مثابه یک میزان الحراره قوی عمل میکند و تابعی از وضعیت اقتصاد است، طبیعی است که شاخص سیر نزولی داشته باشد و البته این روند، تجربه جدیدی هم نیست. در دو دهه اخیر که از بازار سرمایه نسبتا بزرگتری برخوردار بوده ایم، چندین دوره افت و رکود و فترت در بازار داشته ایم که بعداً با بهبود اوضاع اقتصادی، بورس نیز واکنش مثبت نشان داده و شاخص سیر صعودی خوبی را در پیش گرفته است؛ اما اگر منظور، بحران در اقتصاد باشد، وجود آن را تا حدی تأیید میکنم.
اول این که کشور هنوز هم در شرایط رکود تورمیاست. اگرچه تلاشهای دولت برای مهار تورم و ایجاد انضباط در اقتصاد تا حدود زیادی قرین موفقیت بوده است. هنوز عدم تعادلهای جدی در بخشهایی مهم مانند مسکن، کشاورزی و غیره داریم. بودجه کشور با کسری مواجه است.
فضای سرمایهگذاری هنوز ابهامهای جدی دارد. قیمت نفت به شدت کاهش یافته است. به دلیل تحریمها، دسترسی به منابع ارزی با دشواری زیادی روبهروست.
لذا میتوان نشانههایی را از وجود بحران در بخشهای اقتصادی سراغ گرفت که البته با رویکردی که دولت یازدهم در پیش گرفته است بنده نسبت به خروج از این بحران بسیار خوش بینم. فی الجمله، عرض کنم که تا این شرایط برقرار است روند شاخص بورس نیز مثل همه بازارهای دنیا نزولی خواهد بود.
راهکارهای کلی خروج از این شرایط ایجاد بهبود و رفع نسبی عدم تعادلهایی است که به آنها اشاره شد؛ اما راهکارهای خاص را بنده در چهار نکته خلاصه میکنم.
با توجه به این که بسیاری از سهامهای موجود در بازار از نظر بنیادی توجه و جذابیت زیادی برای خرید دارند، فکر میکنم بخشی از نقدینگی همچنان در بورس فعال باشد و در مورد تک سهمهای جذاب، قدری نقدینگی بیشتر هم جذب شود. کما اینکه بازارهای ارز و سپرده بانکی هم در کوتاه مدت بخش مهمیاز نقدینگی را به خود جذب خواهند کرد.
با توجه به توضیحاتی که قبلاً عرض کردم، بنده هم با این تحلیل موافقم.
وضعیت بازار در سه ماهه باقی مانده از سال مانند بقیه سال خواهد بود مگر این که در مذاکرات هسته ای اتفاقی بیفتد. اگر در مذاکرات اتفاق خاصی نیفتد در ماههای آغازین سال آینده نیز همین وضعیت را خواهیم داشت؛ یعنی فرصت مناسب برای توجه به برخی سهامهای بنیادی و در عین حال افت و خیز بسیار ناچیز شاخص کل؛ اما با توجه به برنامههای اصلاحی دولت در بخش مالی، فکر میکنم رشد نسبی در بورس از سه ماهه دوم سال آینده شروع شود.
واقعیت این است که هر دو عامل بر برخی شركتها آثار مثبت و بر برخی دیگر آثار منفی دارند. مثلاً با کاهش قیمت نفت، بهای تمام شده بعضی از شركتهای تولید کننده محصولات پتروشیمیکاهش و همزمان به دلیل افزایش قیمت ارز، ارزش ریالی محصولات صادراتی آنها افزایش مییابد، بر برخی شركتها، مانند داروسازیها هم که واردات مواد اولیه دارند ممکن است کاهش ریالی سود را به دنبال داشته باشد. بدیهی است این موارد غیر از آثار آن بر شاخصهای اقتصاد کلان است که قبلاً بحث شد.
همانگونه که استحضار دارید ما در خوارزمییک برنامه راهبردی هفت ساله داریم که اکنون در سال دوم اجرای آن هستیم. در راستای برنامه، در حال حاضر طرح تجاری سازی نیروگاه منتظر قائم و ورود آن به بورس را پیش میبریم و همزمان شروع برنامههای عملیاتی هلدینگ معدن و توسعه فن آوری اطلاعات و همچنین سرمایهگذاریهای بانکی را داریم. در مورد افزایش سرمایه هم بله با توجه به این که از مجمع مجوز افزایش تا هزار و پانصد میلیارد تومان را گرفته ایم، انشا ا… در ماههای آتی بخش باقی مانده یعنی از هزار تا هزار و پانصد میلیارد تومان را پس از موافقت سازمان بورس اجرایی خواهیم کرد.
رسالتهای اصلی ما خلق ارزش برای سهامداران و کمک به توسعه کشور از طریق بازار سرمایه و طرحهای پر بازده ملی و بینالملل است و تا تخقق اهداف، فاصله زیادی داریم، اما تا اینجای کار را مثبت ارزیابی میکنم و فکر میکنم سرعتمان خیلی نامناسب نبوده است، هر چند دیگران و خبرگان باید در این مورد اظهار نظر کنند.
شرکت سرمایهگذاری خوارزمیدر راستای تحقق اهداف عملیاتی برنامه راهبردی خود اقدام به ورود به حوزههای جدید سرمایهگذاری و بهینه سازی ترکیب سرمایهگذاریهای موجود و توسعه آنها نموده است بهنحوی که ارزش دفتری داراییهای شرکت اصلی در پایان آذر ماه سال جاری با بیش از 25 درصد رشد نسبت به پایان خرداد ماه همین سال به حدود 20 هزار میلیارد ريال افزایش یافته است. همچنین طی شش ماهه نخست سال مالی جاری، رشد 38 درصدی را در سود خالص شرکت نسبت به دوره مشابه سال مالی قبل شاهد هستیم که خود حاکی از روند پایدار رو به رشد فعالیتهای سودآوری شرکت است.
از جمله اهداف عملیاتی این سند راهبردی، آن است که در سال 1399 ارزش ترازنامهای داراییهای شرکت حداقل یک درصد رقم تولید ناخالص داخلی کشور به نرخ جاری است. همچنین در سال 1399 به لطف خدا شاهد آن خواهیم بود شرکت سرمایهگذاری خوارزمیدارای بالاترین نرخ بازدهی داراییها در بین شركتهای سرمایهگذاری ایرانی است. براین اساس مهمترین حوزههای راهبردی سرمایهگذاری در گروه خوارزمیعبارتند از: صنعت بانکداری، صنعت مسکن و ساختمان، معادن و صنایع معدنی، انرژی، فناوری اطلاعات و بازار سرمایه و سایر فرصتهای پربازده.
همان طور که بیان شد تجاریسازی نیروگاه منتظر قائم از جمله اهداف عملیاتی میان مدت شرکت در چارچوب برنامه راهبردی شرکت است، بهنحویکه افزایش ضریب بهرهبرداری نیروگاه، اجرای طرح بهبود فرایند تولید و سودآوری نیروگاه در حال انجام است. با عنایت الهی برنامهریزی کردهایم تا در بلندمدت ظرفیت تولید برق نیروگاه منتظر قائم را جهت ارتقای سهم بازار این نیروگاه از حدود 2.5 درصد به 10 درصد تولید برق کشور افزایش دهیم.
از سویی گسترش فعالیت هلدینگ توسعه معادن صدر جهان با توجه به اتمام فاز مطالعات و برنامهریزیهای صورت گرفته جهت آغاز فعالیتهای اجرایی از جمله انتخاب معادن و حوزههای سرمایهگذاری، تحقق برنامههای توسعهای در صنعت IT از طریق تغییر ساختار آن در قالب هلدینگ فناوری اطلاعات، تحکیم موقعیت در صنعت بانکداری به واسطه توسعه مالکیت در سهام بانکهای بزرگ و پر پتانسیل کشور، افزایش بهرهوری بنگاههای گروه و بهبود کیفیت سود آنها و از همه مهمتر، ارتقاء نقش گروه در بازار سرمایه از مهمترین اقدامات انجام شده در راستای تحقق اهداف برنامه مذکور بوده است.
براساس برآورد کلی کارشناسی، خالص ارزش داراییهای شرکت در حال حاضر بیش از 23 هزار میلیارد ريال برآورد میشود؛ که در شرایط فعلی اقتصاد کشور به واسطه متغیرهای کلان اقتصاد جهانی و ملی کمتر از ارزش ذاتی سهام است و این امر موضوعی منطقی از منظر سرمایهگذاران در بازار سهام است.
به این ترتیب در شرایط فعلی شاهد اقبال کمتر سرمایهگذاران به بازار سرمایه تحت تأثیر ابهاماتی در چشمانداز متغیرهای اقتصادی کشور از جمله رشد اقتصادی، تورم، بودجه دولت، قیمت نفت و نرخ ارز میباشیم.
در هر اقتصادی مهمترین بازارهای سرمایهگذاری عبارت از بازارهای اوراق بهادار، بازار داراییهای فیزیکی از جمله املاک و مستغلات و طلا، بازار ارز و بازار پول میباشد.



بدون دیدگاه